Scientific Information

زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است

نیلز بوهر
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧  

وقتی کتاب جزء و کل هایزنبرگ که در مورد تحول فیزیک اتمی و کوانتوم بود رو خواندم دید نسبت به خیلی چیزها عوض شد درسته که این کتاب توسط هایزنبرگ نوشته شده ولی نفوذ نظریات استادش نیلز بوهر در اون به چشم می خوره فیزیکدان در این دوران بو سیله انیستیوی او دور هم جمع می شوند بحث می کنند و به کشف های جدیدی نائل می شوند با اینکه هر یک اسطوره ای در فیزیک آن روز هستند و نظریات جوانتر ها رو بدقت گوش می دهند و بررسی می کنند(قابل توجه اساتید محترم که برای نظریات و سوالات دانشجویان خودشون ذره ای اهمیت قائل نیستند) بوهر برای بسیاری از فیزیکدانها مانند هایزنبرگ پائولی دیراک شرودینگر و.... نه تنها نقش یک استاد بلکه یک مربی داشت که هنگام ناامیدی و یاس در مطالعه آزمایشات و نا توانانی در حل مسائل به اونها کمک می کرد و یا اگه نمی توانست با لحن دلپذیر و فلسفی خود به اونها امید می داد و اینجا ابتدا جوابهای جالب بوهردر یک امتحان فیزیک که شاید بسیاری از اونها به نظر ما خنده دار باشند و مطمئن هستم اگه یکی از اساتید ما در این امتحان بود و برگه بوهر رو برای تصحیح به او می دادند نه تنها به اون فرصت دفاع نمی دادند بلکه شاید برگه او رو پاره می کردند اگر باور نمی کنید خودتون بخونید و قضاوت کنید. زندگینامه نیلز بوهرو مدل اتمی او و چند تا عکس سپس خاطره بسیار جالب ریچارد فایمن در اولین دیدار با بوهر که واقعا خواندنی هست و نشان میده چرا بوهر یک فیزیکدان بزرگ بود رو آوردم.حتما خاطره رو بخونید.

 هر کس برای اولین بار با نظریه کوانتوم مواجه شود و شگفت زده نشود آنرا نفهمیده است"نیلز بوهر"

"توضیح دهید که چگونه می توان با استفاده از یک فشارسنج ارتفاع یک آسمان خراش را اندازه گرفت؟"


سوال بالا یکی از سوالات امتحان فیزیک در دانشگاه کپنهاگ بود.


یکی از دانشجویان چنین پاسخ داد: "به فشار سنج یک نخ بلند می بندیم. سپس فشارسنج را از بالایبوهر آسمان خراش طوری آویزان می کنیم که سرش به زمین بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ی طول فشارسنج خواهد بود."


پاسخ بالا چنان مسخره به نظر می آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولی دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجدید نظر در نمره ی خود کرد. یکی از اساتید دانشگاه به عنوان قاضی تعیین شد و قرار شد که تصمیم نهایی را او بگیرد.


نظر قاضی این بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولی نشانگر هیچ گونه دانشی نسبت به اصول علم فیزیک نیست. سپس تصمیم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طی فرصتی شش دقیقه ای
اسخی شفاهی ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنایی او با اصول علم فیزیک باشد.