Scientific Information

زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است

تولد حضرت عیسی مسیح مبارک
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳۸٧  

ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد. ملکوت تو بیاید. آرادۀ تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. نان کفاف ما را امروز به ما بده. و قرض های ما را ببخش. چنانکه ما نیز قرضداران خود را می بخشیم. و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر ما را رهایی ده. زیرا ملکوت و قوت و جلال تا ابدالآباد از آن توست، آمین

تولد حضرت عیسی مسیح بر همه جهانیان به خصوص مسیحیان جهان مبارک باد.

کریسمس مبارک 

زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری بهما  بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود  و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد

اشعیا 9:6

سالها قبل زمانی که فضانورد آمریکایی پای خود را بر روی سطح کره ماه گذاشت، رئیس جمهور آمریکا گفت: که این بزرگنرین حادثه ای بوده که تاکنون در زندگی و تاریخ انسان اتفاق افتاده است. با کمال احترام باید عرض کنم که بزرگترین اتفاق تاریخی قدم گذاشتن انسان بر روی کره ماه نیست، بلکه قدم گذاشتن خدای قادر مطلق بر روی کره زمین میباشد. ما این اتفاق را کریسمس میخوانیم.

چقدر غم انگیز است که ما علم زیستشناسی را میدانیم و حیات را زیر ذره بین میبریم و آن را مطالعه میکنیم، اما عیسی مسیح، دهنده این حیات را نمیشناسیم. چقدر تاسف انگیز است که علم ستاره شناسی را میدانیم و ستارگان و سیارات نورانی آسمان را مطالعه میکنیم، اما عیسی مسیح آفریننده آسمان و زمین و نور عالم را نمیشناسیم. چقدر غم انگیز است که ما علم زمین شناسی را میشناسیم، بوسیله آن زمین، سنگها و جهان خاکی را مطالعه میکنیم، ولی عیسی مسیح را صخره ایمان و نجاتمان را نمیشناسیم. چقدر نامید کننده است که علم گیاهشناسی را میدانیم و گیاهان و نباتات و گلها را مطالعه میکنیم اما عیسی مسیح را نرگس شارون و سوسن وادیها است را نمیشناسیم.

چقدر غم انگیز است که تاریخ بشر را از ابتدا تا به انتها مطالعه میکنیم، اما اتفاقی که تاریخ را به دو نیم تقسیم کرده است را نادیده می انگاریم بلی تولد عیسی مسیح تاریخ بشر را دگرگون ساخته است. حکیم نادان است، غنی فقیر است و قوی ضعیف میباشد اگر عیسی مسیح را نشناخته باشد.

عیسی کیست؟ اشعیا نبی هفتصد سال قبل از تولد مسیح مینویسد

"زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود  و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد"

خداوند هدیه خود را در روز کریسمس به همه ما انسانها میدهد. فرزند خود را که ذات الهی دارد با ظرف انسانیت کادو کرده و به ما هدیه میدهد.  عیسی مسیح در بیت الحم به عرصه وجود قدم نگذاشت، کلام خدا در انجیل یوحنا میفرماید که او کلمه خدا است و از ابتدا و ازل بوده است. عیسی مسیح با کلامش جهان را به وجود آورد. بلی همان نوزاد کوچک که در آخر چشم به این جهان گشود، همان خدای خالق آسمان و زمین است. کودک کوچک باب دوم لوقا همان خدای عظیم باب اول پیدایش میباشد.

خداوند جسم پوشید

لازم نیست برای ایمان این حقیقت آن را بفهمیم و یا به قول معروف آن را هضم کنیم. اگر در باور آبستن شدن یک باکره مشکل داریم پس در ایمان به خدای بزرگ نیز مشکل خواهیم داشت.

آیا خلقت آدم و حوا را باور میکنید؟ پس گونه است که باور تولد یک کودک از یک باکره را دشوار میدانید؟

اگر عیسی خداوند جسم نمی پوشید و از باکره متولد نمیشد، آنگاه عیسی بدون گناه نمیبود. چون انسان گناهکار است و اما نطفه عیسی آسمانی بود. و اگر عیسی گناهکار میبود، پس کفاره گناهی نیز وجود نمیداشت. و اگر کفاره گناهان وجود نمیداشت، بخشش گناهانی در کار نبود. و اگر بخشش گناهان نمیبود، امید به آسمان وجود نداشت و اگر امید به آسمان وجود نداشت، ما همه می مردیم و به جهنم میرفتیم.

عیسی مسیح بر روی زمین خاکی قدم گذاشت و زندگی کرد. نفس کشید، کار کرد، خندید و گریه کرد و سپس گناهان ما را بر روی صلیب بر دوش خود حمل کرد. او نوری بود که بر دنیا درخشید و امروز اگر بر او اعتماد کنی، او تو را نجات خواهد داد.


تولد حضرت عیسی مسیح بر همه جهانیان به خصوص مسیحیان جهان مبارک باد.

کریسمس مبارک 

اگر عیسی مسیح بدنیا نمی آمد، چه می شد؟آیا این سوال را از خود کرده اید؟ گروهی از تاریخ شناسان کتابی را تحت عنوان: تاریخ دوباره تدوین شده به بررسی اوضاع جهان بدون اتفاق افتادن بعضی وقایع تاریخی پرداختند تا ببینند اگر دنیا بدون بعضی وقایع اتفاق افتاده بود، چگونه می شد.
یک-اگر عیسی مسیح بدنیا نمی آمد،انسانهایی که در جستجوی حقیقت بودندحقیقت را نمی یافتند.انسانها پیوسته در جستجوی خدا بوده اند و ما مسیحیان این خدا را در عیسی مسیح یافتیم. خدا به میان ما آمد. در تولد مسیح خدا خود را به انسان نشان داد. وارد تاریخ بشر شد. عیسی مسیح در کتاب مقدس معروف به پسر داود، پسر خدا و پسر انسان می باشد. همه اینها نشان دهنده این است که خدا وارد جهان خاکی ما شده تا خود را به ما بشناساند و به ما بگوید که ما برای او اهمیت داریم. عیسی مسیح با بدنیا آمدنش به ما بر هر نوع محدودیت و ضعف پیروزی بخشید، چون او خودش با همه این کشمشکها روبرو شد و پیروز شد و راه را برای پیروزی ما نیز باز کرد.
دو- اگر عیسی مسیح بدنیا نیامده بود پیروزی وجود نمی داشت.اگر عیسی مسیح بدنیا نیامده بود، نجات از گناهان برای ما آماده نمی شد.(اشعیاء 53)اگر عیسی مسیح نمی آمد، شیطان ما را نابود می کرد.(اول یوحنا 8:3)اگر عیسی مسیح به این دنیا پا نمی گذاشت، ما نمی توانستیم حیات ابدی را تجربه کنیم(یوحنا 16:3)اگر عیسی مسیح نمرده بود، شرارت در دنیای ما بجای خداوند پیروز می شد. (اشعیاء 6:9)
سه- اگر عیسی مسیح بدنیا نیامده بود شفا و رهایی برای ما آماده نمی شد.(متی 16:8و17)عیسی مسیح با آمدنش بدنیا برای ما مژده شفا و رهایی را آورد. تمام خدمت عیسی مسیح نشان می دهد که او شفا دهنده و رهاننده است. او می تواند ما را از هر درد و مرضی شفا ببخشد و ما را از اسارتها و زخمهای کهنه مان رهایی ببخشد.
چهار- اگر عیسی مسیح بدنیا نیامده بود، امیدی برای جهان وجود نمی داشت.عیسی مسیح با آمدنش بر جهان خاکی ما، شادی و امید پرجلالی را به ارمغان آورد. (اول پطرس 3:1و4)اگر مسیح به این جهان خاکی پا نمی گذاشت و برای گناهان ما جان نمی داد و سه روز پس از مرگش زنده نمی شد، امروز ما امیدی برای حیات ابدی نداشتیم. در حقیقت می خوردیم، می خوابیدیم، کار می کردیم و می مردیم و همه چیز تمام می شد. این تمام زندگی ما می شد. ولی مسیح با آمدنش برای ما امیدی پرجلال به ارمغان آورد، که حیات جاودانی وجود دارد و ما می توانیم آن را از هم اکنون تجربه کنیم. بعضی می پرسند آیا کسی از آن دنیا آمده تا به ما خبر دهد دنیای دیگری نیز وجود دارد. آمدن عیسی مسیح به زمین خاکی ما این مژده را برای همه انسانها دارد که بلی، عیسی مسیح از آسمان به زمین آمد و او به ما خبر داد که آسمان وجود دارد و اجر و پاداش ایمانداران با او می باشد.
پنج- بدون تولد عیسی مسیح کلیسایی وجود نمی داشت. کلیسا نور و نمک جهان است و بدون تولد عیسی مسیح کلیسا نیز متولد نمی شد. کلیسا دستها و پاها و گوشها و چشمان مسیح می باشد. اگر کلیسا در جهان نبود، محبت مسیح چگونه به جهان پر از ظلم و خشونت نشان داده می شد. چه کسی به فکر فقرا و محتاجان می شد.

تاریخچه درخت کریسمس (History of Christmas Tree in Persian)

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.

به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.

واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.

در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که اروپاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.

در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.

کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.

در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.

در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده میشد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین میکنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده میکنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح میدهند.

تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده میکنند و آنرا خوش یمن میدانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب میرود و هنگام طلوع خورشید متوجه میشود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده اند.