Scientific Information

زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است

نظریات چگونگی پیدایش منظومه ی شمسی
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ بهمن ۱۳۸۸  

نظریات چگونگی پیدایش منظومه ی شمسی:

نظریه ی بوفون:

   سیارات بر اثر چگالش موادی که از برخورد دنباله داری با خورشید از آن جدا شده، به وجود آمده اند.بوفون جرم دنباله دار را 28000 برابر زمین در نظر گرفته بود.

نظریه ی بی کرتن(1878):

   ستاره ای گذرا را در نظر گرفت که در اثر انفجاری مانند انفجار ابرنواختری حاصل شد و در نتیجه سیارات با چگالش مستقیم مواد گسیل شده تشکیل شدند.

نظریه ی آره نیوس(1913):

   در اثر برخورد دو ستاره(برخورد شاخ به شاخ) آن قدر انرژی آزاد شده است که مواد جدا شده ی حاصل از این برخورد با هم ترکیب شده و یک رشته ی گازی را پدید آورده اند(تحت فشار و اصطکاک شدید).

نظریه ی سی(1910):

   برخورد دو سحابی از نوع ابرهای گازی را مورد بررسی قرار داد.در اثر برخورد این دو سحابی، قرص منظومه ی شمسی به وجود آمد.

نظریه ی چمبرلین (1901)و مولتن(1905):

   برخورد ستاره ها با یکدیگر موجب جدا شدن رشته ای گازی می شود که سیارات از چگالش مستقیم آنها به وجود می آیند.ابرهای جداشده تحت تاثیر واکنش دو ستاره یا تحت نیروی گرانش یکی از آنها،موجب شکل گیری سیارات می شوند که این امر به دلیل القای اندازه حرکت زاویه ای آنها است.به همین دلیل سرعت همه ی سیارات(زاویه ای) یکی است،چون جزیی از ستاره ی مادر شده اند.

نظریه های کشندی جینز(1916) و جفریز(1917):

   برای اولین بار برای جداشدن ابرهایی از یک ستاره برخورد واقعی لازم نیست و در یک مقابله ی نزدیک،برهم کنشی گرانشی می تواند موجب ایجاد برآمدگی روی سطح آن شود.او(جینز) بر مبنای ریاضیات این را نشان داد.

   جفریز توانست نقطه ضعف سیستم مبنی بر عدم توانایی توضیح علت چرخش سیارات را پیدا کند و با وارد کردن نظریه ی بوفون، امکان برخورد خراشان را ایجاد کند

نظریه ی راسل(1935):

  در برابر نظریات جینز و جفریز گفت که امکان تشکیل سیاره،تا 4 برابر شعاع خورشید باید باشد که اینطور نیست.او گفت که نظریه را به سمت سیستمهای چندتایی ستاره ای در نظر گرفت.همچنین گفت که خورشید یک مزدوج حقیقی است و مزدوج آن با ستاره ای از بیرون برخورد کرده و حاصل آن یک رشته ی گازی شده است و خورشید به عنوان جاروبرقی این مواد گازی را جارو می کند.

ایراد:احتمال این برخورد خیلی کم است.

نظریه ی گان:

   وی گفت که باید رشته ی گازی یونیده را وارد کرد.این بار اثرات الکترومغناطیسی می توانست تا مدتی پایدار مانده و توسط خورشید جذب شده و سیارات شکل بگیرند.

نظریه ی بانرجی-سریوراس(1963):

   یک ستاره، مغناطیسی 9 برابر خورشید دارد و عبور این ستاره باعث تشدید یا رزونانس(پدیده ای که طی آن دامنه ی ارتعاش را افزایش می دهیم ) و پرتاب مواد منظومه شده است.

نظریه ی ولف سان(1960):

   با بررسی ستاره به طور همزمان ستاره هایی با یک سن به وجود می آیند.خورشید با پیش ستاره ای با جرم 7/1 جرم خورشید برخورد کرده و برهم کنش کرده و مواد پیش ستاره وارد قرص تولیدات سیاره می شود.