Scientific Information

زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است

نگرانی درباره بزرگترین آزمایشگاه دنیا
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸۸  

بزرگ‌ترین شتاب‌دهنده ذرات دنیا (LHC) که از آن به عنوان بزرگ‌ترین و مجهزترین آزمایشگاه تحقیقاتی جهان نیز یاد می‌شود از سپتامبر سال گذشته (شهریور 87) حیات خود را آغاز کرد، اما به دلیل بروز برخی نواقص فنی هم‌اکنون چند ماهی است به خواب رفته، اما با تلاش محققان مرکز تحقیقات هسته‌ای اروپا (سرن) که در ژنو سوئیس واقع شده است بزودی مهیای ادامه کار خود می‌شود. آنچه که در ماه‌های گذشته و همزمان با از کار افتادن موقتی این مجموعه عظیم آزمایشگاهی روی داده است از بروز برخی شایعات و نگرانی‌های مرتبط با آنها درخصوص وضعیت خاموش این آزمایشگاه و خطرات احتمالی آن برای ساکنان زمین حکایت دارد، اما حقیقت چیز دیگری است.

چرا طرح عظیم LHC برای برخی ساکنان زمین نگرانی‌هایی را به همراه داشته است؟ در تشریح این مسأله و در نهایت رسیدن به جایی که بتوان با استنادات علمی ‌چنین نگرانی‌ها و شایعاتی را رد کرد باید ابتدا به فرآیندی که در این آزمایشگاه زیر زمینی روی می‌دهد، پرداخت. در مجموعه عظیم آزمایشگاهی LHC ساختار حلقه‌ای غول پیکری قرار دارد که در آن ذرات مسافتی بالغ بر 27 کیلومتر را در وضعیت پرتاب طی می‌کنند. برخورد این ذرات در سرعت‌های بسیار بالا نتایجی در بردارد که مهم‌ترین آنها کشف اسرار مختلف نهفته در دل مواد و در نتیجه چگونگی پیدایش عالم است.

طرح شتابگر عظیم LHC که با هزینه 9 میلیارد دلار و به عنوان بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین دستگاهی است که تاکنون توسط بشر ساخته شده است در زیر زمین و در ناحیه مرزی فرانسه و سوئیس قرار دارد. آزمایشاتی که در این مرکز صورت می‌گیرد با هدف افزایش دانش بشر نسبت به طبیعت بوده و با مشارکت گروهی متشکل از 7 هزار دانشمند و فیزیکدان و با حضور 80 کشور جهان طراحی شده و از لحاظ عمق و حجم اطلاعات و فعالیت‌های علمی ‌بزرگ‌ترین طرح علمی ‌بشر محسوب می‌شود. در این مجموعه آزمایشگاهی ریز سیاهچاله‌های میکروسکوپی ایجاد می‌شود که مربوط به ایجاد انفجاراتی لحظه‌ای اما بزرگ است. در حقیقت دانشمندان تلاش می‌کنند در طول انجام چنین برخوردها و تشکیل سیاهچاله‌هایی از این دست به نوعی شکل گیری اولیه عالم را شبیه سازی کنند. نکته جالب اینجاست که آغاز برخی نگرانی‌ها و شایعات درخصوص فعالیت LHC از همین جا آغاز می‌شود. در هفته‌ها و ماه‌های اخیر افزایش آگاهی مردم درخصوص چگونگی فرآیندهای برنامه‌ریزی شده برای LHC موجب شده تا برخی انجام آنها را برای ادامه حیات زمین خطرناک عنوان کنند. در گزارش‌هایی آمده است: نگرانی برخی مردم جهان بویژه اروپایی‌ها مبنی بر آن است که ایجاد چنین شرایطی اگر از کنترل و برنامه‌ریزی دانشمندان خارج شود می‌تواند تبعات و نتایج باورنکردنی‌ای به همراه داشته باشد تا آنجا که دیگر اثری از زمین نخواهد بود. از آن گذشته، آغاز فعالیت‌های این طرح با نقص همراه بوده است و از این‌رو شاید بتوان این نگرانی را نیز قابل توجیه دانست که با خارج شدن امور از کنترل دانشمندان و فیزیکدانان آنچه نباید اتفاق افتد روی دهد.

چنین نگرانی‌هایی گرچه از بعد تئوری قابل بحث است، اما نکته اصلی اینجاست که در این طرح عظیم آزمایشگاهی که با صرف بودجه‌ای نزدیک به 10 میلیارد دلار همراه بوده است، از بالاترین تکنیک‌ها و امکانات کنترلی بهره گرفته شده است تا جای هیچ گونه نگرانی درخصوص تداوم فعالیت‌های آن بر جای نماند. اما این تنها بخشی از پاسخ دانشمندان طرح LHC به چنین شایعات و نگرانی‌هایی است. با دقت به آنچه در این آزمایشگاه روی داده و خواهد داد این نکته روشن می‌شود که چنین فرآیندهایی هم اکنون و حتی در دوران‌های گذشته و همزمان با حیات زمین و دیگر اجرام آسمانی به صورت طبیعی در حال رخ دادن بوده است.

از آن گذشته برخورد دهنده‌ هادرون مانند دیگر برخورد دهنده‌ها، پدیده طبیعی پرتوهای کیهانی را تحت شرایط کنترل شده آزمایشگاهی بازسازی کرده و امکان مطالعه دقیق آنها را فراهم خواهد آورد. پرتوهای کیهانی ذراتی هستند که خارج از فضای زمین تولید شده و انرژی برخی از آنها بسیار فراتر از انرژی ایجاد شده در ‌هادرون خواهد بود. طی میلیاردها سال گذشته، طبیعت تعداد زیادی از برخوردهای مشابه برخورد ‌هادرون را با انرژی بیش از آن در زمین به وجود آورده است و همان‌طور که قابل مشاهده است زمین همچنان در حال ادامه حیات است. کل جهان هستی در هر ثانیه بیش از 10 میلیون میلیون آزمایش مشابه آزمایش ‌هادرون را به انجام می‌رساند و احتمال وجود هر نوع خطری با آنچه در سیارات و ستاره‌های دیگر مشاهده می‌شود کاملا متناقض است.

گذشته از این توضیحات، دانشمندان این طرح هم‌اکنون خود را برای راه‌اندازی مجدد این مجموعه عظیم آزمایشگاهی آماده می‌کنند. بر اساس پیش‌بینی‌های صورت گرفته LHC از اواخر ماه سپتامبر و با آزاد کردن نخستین سری از تابش‌های پروتونی فعالیت مجدد خود را آغاز خواهد کرد. بی‌شک این لحظه بشدت مورد توجه دانشمندان و فیزیکدانانی قرار دارد که طی 15 سال گذشته که برنامه طراحی و ساخت LHC آغاز شده است، همواره به دنبال یافتن پاسخی برای هزاران پرسش علمی ‌و تحقیقاتی خود بوده‌اند. این مجموعه عظیم آزمایشگاهی فرصت مناسبی در اختیار دانشمندان و فیزیکدانان سراسر جهان قرار می‌دهد تا بیش از گذشته به درون ساختارهای اتمی‌ و انرژی نهفته در مواد نفوذ کنند. در حال حاضر در گوشه و کنار جهان سیستم‌های برخورد دهنده مشابهی فعالیت دارند، اما آنچه به عنوان نقطه تمایز این دستگاه و دیگر دستگاه‌ها به شمار می‌آید انرژی هنگفتی است که بر اثر برخورد ذرات با یکدیگر در آن آزاد می‌شود. تاکنون دانشمندان تنها موفق به آزادسازی یک ترا الکترون ولت انرژی در دیگر سیستم‌های برخورد ذرات بوده‌اند، اما اکنون برنامه‌ریزی گسترده‌ای برای افزایش این رقم به 7 ترا الکترون ولت است که در صورت به حقیقت پیوستن می‌توان از آن به عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ علم یاد کرد. دانشمندانی که در مجموعه آزمایشگاهی سرن در حال فعالیت شبانه‌روزی هستند امیدوارند از نتایج آزمایش‌های خود در سرن گام تازه‌ای در افزایش درک بشر از حوادث مربوط به پس از انفجار بزرگ و پیدایش عالم برداشته و در عین حال با نگاهی به جلو در نظر دارند تا از نتایج مربوط به برخورد ذرات در شتاب‌دهنده راهکارهای نوین درمانی برای بیماری‌های مختلف نظیر سرطان ارائه کنند. بی‌شک اهمیت و عظمتLHC و نتایج ارزشمندی که برای ساکنان زمین به همراه خواهد داشت در آینده نه چندان دور بیشتر و بیشتر نمود پیدا خواهد کرد.


تاریخچه نظریه‌های آلبرت انیشتین(نسبیت عام و خاص)
ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸  

آلبرت انیشتین دو نظریه دارد. نسبیت خاص را در سن 25 سالگی بوجود آورد و ده سال بعد توانست نسبیت عام را مطرح کند.

نسبیت خاص بطور خلاصه تنها نظریه ایست که در سرعتهای بالا ( در شرایطی که سرعت در خلال حرکت تغییر نکند--سرعت ثابت) میتوان به اعداد و محاسباتش اعتماد کرد. جهان ما جوریست که در سرعتهای بالا از قوانین عجیبی پیروی می کند که در زندگی ما قابل دیدن نیستند. مثلا وقتی جسمی با سرعت نزدیک سرعت نور حرکت کند زمان برای او بسیار کند می گذرد. و همچنین ابعاد این جسم کوچک تر میشود. جرم جسمی که با سرعت بسیار زیاد حرکت می کند دیگر ثابت نیست بلکه ازدیاد پیدا می کند. اگر جسمی با سرعت نور حرکت کند، زمان برایش متوقف می شود، طولش به صفر میرسد و جرمش بینهایت میشود.

نسبیت عام برای حرکتهایی ساخته شده که در خلال حرکت سرعت تغییر می کند یا باصطلاح حرکت شتابدار دارند. شتاب گرانش زمین g که همان عدد 9.81m/sاست نیز یک نوع شتاب است. پس نسبیت عام با شتابها کار دارد نه با حرکت. نظریه ایست راجع به اجرام ی که شتاب ثقل دارند. کلا هرجا در عالم، جرمی در فضا ی خالی باشد حتما یک شتاب جاذبه در اطراف خود دارد که مقدار عددی آن وابسته به جرم آن جسم می باشد. پس در اطراف هر جسمی شتابی وجود دارد. نسبیت عام با این شتابها سر و کار دارد و بیان می کند که هر جسمی که از سطح یک سیاره دور شود زمان برای او کند تر میشود. یعنی مثلا، اگر دوربینی روی ساعت من بگذارند و از عقربه های ساعتم فیلم زنده بگیرند و روی ساعت آدمی که دارد بالا میرود و از سیاره ی زمین جدا میشود هم دوربینی بگذارند و هردو فیلم را کنار هم روی یک صفحه ی تلویزیونی پخش کنند، ملاحظه خواهیم کرد که ساعت من تند تر کار می کند. نسبیت عام نتایج بسیار عجیب و قابل اثبات در آزمایشگاهی دارد. مثلا نوری که به اطراف ستاره ای سنگین میرسد کمی بسمت آن ستاره خم میشود. سیاهچاله ها هم بر اساس همین خاصیت است که کار می کنند. جرم انها بقدری زیاد و حجمشان بقدری کم است که نور وقتی از کنار آنها می گذرد به داخل آنها می افتد و هرگز بیرون نمی آید.


فرمول معروف آلبرت انیشتین (دست خط خود آلبرت انیشتین)


نظریه نسبیت عام
همه ما برای یک‌بار هم که شده گذرمان به ساعت‌فروشی افتاده است و ساعتهای بزرگ و کوچک را دیده ایم که روی ساعت ده و ده دقیقه قرار دارند. ولی هیچگاه از خودمان نپرسیده ایم چرا؟ آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت خاص با حرکت شتابدار و یا با گرانش کاری نداشت. اولین موضوعات را در نظریه نسبیت عام خود که در 1915 انتشار یافت مورد بحث قرار داد.نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیرو ی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرو یی بین اجرام ، یعنی برخلاف آنچه که اسحاق نیوتن گفته بود !در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا می‌کرد. در نتیجه حضور ماده اجرام ، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان منحنیها اختیار می‌کردند. با این که فکر آلبرت انیشتین عجیب به نظر می‌رسید می‌توانست چیزی را جواب دهد که قانون ثقل نیوتن از جواب دادن آن عاجز می ماند.سیاره اورانوس در سال 1781 میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر می‌رسید و یا به عبارتی کج بود !

نیم قرن مطالعه این موضوع را خدشه ناپذیر کرده بود.بنابر قوانین اسحاق نیوتن می بایست جاذبه ای برآن وارد شود. یعنی باید سیاره ای بزرگ در آن طرف اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نیرو یی بر اورانوس وارد شود.در سال 1846 میلادی اختر شناس آلمانی دوربین نجومی خودش را متوجه نقطه ای کرد که « لووریه» گفته بود و بی هیچ تردید سیاره جدیدی را در آنجا دید که از آن پس نپتون نام گرفت.نزدیک ترین نقطه مدار سیاره عطارد به خورشید در هر دور حرکت سالیانه سیاره تغییر میکرد و هیچ گاه دوبار پشت سر هم این تغییر در یک نقطه خاص اتفاق نمی‌افتاد.اختر شناسان بیشتر این بی نظمی ها را به حساب اختلال ناشی از کشش سیاره های مجاور عطارد می دانستند !مقدار این انحراف برابر 43 ثانیه قوس بود. این حرکت در سال 1845 به وسیله لووریه کشف شد بالاخره با ارائه نظریه نسبیت عام جواب فراهم شد این فرضیه با اتکایی که بر هندسه نااقلیدسی داشت نشان داد که حضیض هر جسم دوران کننده حرکتی دارد علاوه برآنچه اسحاق نیوتن گفته بود.وقتی که فرمولهای آلبرت انیشتین را در مورد سیاره عطارد به کار بردند، دیدند که با تغییر مکان حضیض این سیاره سازگاری کامل دارد. سیاره هایی که فاصله شان از خورشید بیشتر از فاصله تیر تا آن است تغییر مکان حضیضی دارند که به طور تصاعدی کوچک می شوند.اثر بخش‌تر از اینها دو پدیده تازه بود که فقط نظریه آلبرت انیشتین آن‌را پیشگویی کرده بود. نخست آنکه آلبرت انیشتین معتقد بود که میدان گرانشی شدید موجب کند شدن ارتعاش اتمها می شود و گواه بر این کند شدن تغییر جای خطوط طیف است به طرف رنگ سرخ! یعنی اینکه اگر ستاره ای بسیار داغ باشد و به طوری که محاسبه می کنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر می‌رسد کجا برویم تا این مقدار قوای گرانشی و حرارت ی بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتوله های سفید است.دانشمندان به بررسی طیف کوتوله های سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! اسم این را تغییر مکان آلبرت انیشتینی گذاشتند. آلبرت انیشتین می گفت که میدان گرانشی شعاع های نور را منحرف می‌کند چگونه ممکن بود این مطلب را امتحان کرد.اگر ستاره ای در آسمان آن سوی خورشید درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان کسوف خورشید قابل رؤیت باشد اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله 8 سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید به نظر می رسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا می‌دهد ولی واقعاً انگشت شما که جابجا نشده است!

دانشمندان در موقع کسوف در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در آفریقای غربی دیدند که نور ستاره ها به جای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیرو ی گرانشی آن خم می شوند و به صورت منحنی در می آیند. یعنی ما وضع ستاره ها را کمی بالاتر از محل واقعیش می‌بینیم.ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین نجومی بود ولی دانشمندان حسرت می کشیدند که ای کاش راهی برای امتحان آن در آزمایشگاه داشتند.ـ نظریه آلبرت انیشتین به ماده به صورت بسته متراکمی از انرژی نگاه می کرد به همین خاطر می گفت که این دو به هم تبدیل پذیرند یعنی ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود. E = mc²دانشمندان به ناگاه جواب بسیاری از سؤالها را یافتند. پدیده رادیواکتیو ی به راحتی توسط این معادله توجیه شد. کم کم دانشمندان متوجه شدند که هر ذره مادی یک پادماده مساوی خود دارد و در اینجا بود که ماده و انرژی غیر قابل تفکیک شدند.تا اینکه آلبرت انیشتین طی نامه ای به رئیس جمهور آمریکا نوشت که می توان ماده را به انرژی تبدیل کنیم و یک بمب اتمی درست کنیم و آمریکا دستور تأسیس سازمان عظیمی را داد تا به بمب اتمی دست پیدا کند. برای شکافت هسته اتم اورانیوم 235 انتخاب شد. اورانیوم عنصری است که در پوسته زمین بسیار زیاد است. تقریباً 2 گرم در هر تن سنگ! یعنی از طلا چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خیلی پراکنده.در سال 1945 مقدار کافی برای ساخت بمب جمـع شـده بود و ایـن کار یعنی ساختن بمب در آزمایشگاهــی در « لوس آلاموس » به سرپرستی فیزیکدان آمریکایی «رابرت اوپنهایمر» صورت گرفت. آزمودن چنین وسیله ای در مقیاس کوچک ناممکن بود. بمب یا باید بالای اندازه بحرانی باشد یا اصلاً نباشد و در نتیجه اولین بمب برای آزمایش منفجر شد. در ساعت 5/5 صبح روز 16 ژوئیه 1945 برابر با 25 تیرماه 1324 و نیرو ی انفجاری برابر 20 هزار تنT.N.T آزاد کرده دو بمب دیگر هم تهیه شد. یکی بمب اورانیوم بنام پسرک با سه متر و 60 سانتیمتر طول و به وزن 5/4 تن و دیگری مرد چاق که پلوتونیم هم داشت. اولی روی هیروشیما و دومی روی ناکازاکی در ژاپن انداخته شد. صبح روز 16 اوت 1945 در ساعت 10 و ده دقیقه صبح شهر هیروشیما با یک انفجار اتمی به خاک و خون کشیده شد. با بمباران هیروشیما جهان ناگهان به خود آمد، 160000 کشته در یک روز وجدان خفته فیزیکدان ها بیدارر شد! « اوپنهایمر» مسئول پروژه بمب و دیگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند. آلبرت انیشتین اعلام کرد که اگر روزی بخواهم دوباره به دنیا بیایم دوست دارم یک لوله‌کش بشوم نه یک دانشمند!


نظریه نسبیت عام
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸  

همه ما برای یک‌بار هم که شده گذرمان به ساعت‌فروشی افتاده است و ساعتهای بزرگ و کوچک را دیده ایم که روی ساعت ده و ده دقیقه قرار دارند. ولی هیچگاه از خودمان نپرسیده ایم چرا؟مقاله ای که در پیش رو دارید به بحث درباره نظریه نسبیت عام می پردازد و در آخر پاسخ سؤال بالا را مطـرح مـی کند. انیشتین در نظریه نسبیت خاص با حرکت شتابدار و یا با گرانش کاری نداشت. اولین موضوعات را در نظریه نسبیت عام خود که در 1915 انتشار یافت مورد بحث قرار داد.نظریه نسبیت عام دید گرانشی را بکلی تغییر داد و در این نظریه جدید نیروی گرانش را مانند خاصیتی از فضا در نظر گرفت نه مانند نیرویی بین اجرام ، یعنی برخلاف آنچه که نیوتن گفته بود !در نظریه او فضا در مجاورت ماده کمی انحنا پیدا می‌کرد. در نتیجه حضور ماده اجرام ، مسیر یا به اصطلاح کمترین مقاومت را در میان منحنیها اختیار می‌کردند. با این که فکر انیشتین عجیب به نظر می‌رسید می‌توانست چیزی را جواب دهد که قانون ثقل نیوتن از جواب دادن آن عاجز می ماند.سیاره اورانوس در سال 1781 میلادی کشف شده بود و مدارش به دور خورشید اندکی ناجور به نظر می‌رسید و یا به عبارتی کج بود ! نیم قرن مطالعه این موضوع را خدشه ناپذیر کرده بود.بنابر قوانین نیوتن می بایست جاذبه ای برآن وارد شود. یعنی باید سیاره ای بزرگ در آن طرف اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نیرویی بر اورانوس وارد شود.در سال 1846 میلادی اختر شناس آلمانی دوربین نجومی خودش را متوجه نقطه ای کرد که « لووریه» گفته بود و بی هیچ تردید سیاره جدیدی را در آنجا دید که از آن پس نپتون نام گرفت.نزدیک ترین نقطه مدار سیاره عطارد به خورشید در هر دور حرکت سالیانه سیاره تغییر میکرد و هیچ گاه دوبار پشت سر هم این تغییر در یک نقطه خاص اتفاق نمی‌افتاد.اختر شناسان بیشتر این بی نظمی ها را به حساب اختلال ناشی از کشش سیاره های مجاور عطارد می دانستند !مقدار این انحراف برابر 43 ثانیه قوس بود. این حرکت در سال 1845 به وسیله « لووریه» کشف شد بالاخره با ارائه نظریه نسبیت عام جواب فراهم شد این فرضیه با اتکایی که بر هندسه نااقلیدسی داشت نشان داد که حضیض هر جسم دوران کننده حرکتی دارد علاوه برآنچه نیوتن گفته بود.وقتی که فرمولهای انیشتین را در مورد سیاره عطارد به کار بردند، دیدند که با تغییر مکان حضیض این سیاره سازگاری کامل دارد. سیاره هایی که فاصله شان از خورشید بیشتر از فاصله تیر تا آن است تغییر مکان حضیضی دارند که به طور تصاعدی کوچک می شوند.اثر بخش‌تر از اینها دو پدیده تازه بود که فقط نظریه انیشتین آن‌را پیشگویی کرده بود. نخست آنکه انیشتین معتقد بود که میدان گرانشی شدید موجب کند شدن ارتعاش اتمها می شود و گواه بر این کند شدن تغییر جای خطوط طیف است به طرف رنگ سرخ! یعنی اینکه اگر ستاره ای بسیار داغ باشد و به طوری که محاسبه می کنیم بگوییم که نور آن باید آبی درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر می‌رسد کجا برویم تا این مقدار قوای گرانشی و حرارتی بالا را داشته باشیم، پاسخ مربوط به کوتوله های سفید است.دانشمندان به بررسی طیف کوتوله های سفید پرداختند و در حقیقت تغییر مکان پیش بینی شده را با چشم دیدند! اسم این را تغییر مکان انیشتینی گذاشتند. انیشتین می گفت که میدان گرانشی شعاع های نور را منحرف می‌کند چگونه ممکن بود این مطلب را امتحان کرد.اگر ستاره ای در آسمان آن سوی خورشید درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان کسوف خورشید قابل رؤیت باشد اگر وضع آنها را با زمانی که فرض کنیم خورشیدی در کار نباشد مقایسه کنیم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعی که انگشت دستتان را جلوی چشمتان در فاصله 8 سانتیمتری قرار دهید و یکبار فقط با چشم چپ و بار دیگر فقط با چشم راست به آن نگاه کنید به نظر می رسد که انگشت دستتان در مقابل زمینه پشت آن تغییر جا می‌دهد ولی واقعاً انگشت شما که جابجا نشده است!دانشمندان در موقع کسوف در جزیره پرنسیپ پرتغال واقع در آفریقای غربی دیدند که نور ستاره ها به جای آنکه به خط راست حرکت کنند در مجاورت خورشید و در اثر نیروی گرانشی آن خم می شوند و به صورت منحنی در می آیند. یعنی ما وضع ستاره ها را کمی بالاتر از محل واقعیش می‌بینیم.ماهیت تمام پیروزیهای نظریه نسبیت عام انیشتین نجومی بود ولی دانشمندان حسرت می کشیدند که ای کاش راهی برای امتحان آن در آزمایشگاه داشتند.

ـ نظریه انیشتین به ماده به صورت بسته متراکمی از انرژی نگاه می کرد به همین خاطر می گفت که این دو به هم تبدیل پذیرند یعنی ماده به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود. E = mc²دانشمندان به ناگاه جواب بسیاری از سؤالها را یافتند. پدیده رادیواکتیوی به راحتی توسط این معادله توجیه شد. کم کم دانشمندان متوجه شدند که هر ذره مادی یک پادماده مساوی خود دارد و در اینجا بود که ماده و انرژی غیر قابل تفکیک شدند.تا اینکه انیشتین طی نامه ای به رئیس جمهور آمریکا نوشت که می توان ماده را به انرژی تبدیل کنیم و یک بمب اتمی درست کنیم و آمریکا دستور تأسیس سازمان عظیمی را داد تا به بمب اتمی دست پیدا کند. برای شکافت هسته اتم اورانیوم 235 انتخاب شد. اورانیوم عنصری است که در پوسته زمین بسیار زیاد است. تقریباً 2 گرم در هر تن سنگ! یعنی از طلا چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خیلی پراکنده.در سال 1945 مقدار کافی برای ساخت بمب جمـع شـده بود و ایـن کار یعنی ساختن بمب در آزمایشگاهــی در « لوس آلاموس » به سرپرستی فیزیکدان آمریکایی « رابرت اوپنهایمر » صورت گرفت. آزمودن چنین وسیله ای در مقیاس کوچک ناممکن بود. بمب یا باید بالای اندازه بحرانی باشد یا اصلاً نباشد و در نتیجه اولین بمب برای آزمایش منفجر شد. در ساعت 5/5 صبح روز 16 ژوئیه 1945 برابر با 25 تیرماه 1324 و نیروی انفجاری برابر 20 هزار تنT.N.T آزاد کرده دو بمب دیگر هم تهیه شد. یکی بمب اورانیوم بنام پسرک با سه متر و 60 سانتیمتر طول و به وزن 5/4 تن و دیگری مرد چاق که پلوتونیم هم داشت. اولی روی هیروشیما و دومی روی ناکازاکی در ژاپن انداخته شد. صبح روز 16 اوت 1945 در ساعت 10 و ده دقیقه صبح شهر هیروشیما با یک انفجار اتمی به خاک و خون کشیده شد. با بمباران هیروشیما جهان ناگهان به خود آمد، 160000 کشته در یک روز وجدان خفته فیزیکدانها بیدارر شد! « اوپنهایمر» مسئول پروژه بمب و دیگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند.انیشتین اعلام کردکه اگر روزی بخواهم دوباره به دنیا بیایم دوست دارم یک لوله کش بشوم نه یک دانشمند!