Scientific Information

زندگي تكثير ثروتی است كه نامش محبت است

آتوسا
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧  

                   آتوسا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پ.م.) از شهبانوهای ایران بود.

آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم آتوسا دختر کورش و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش و مادر خشایار شاه برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است. در ایران قدیم ازدواج خواهر و برادر مرسوم بود و علت آن هم نگه داشتن ثروت در خانواده سلطنتی بود. هوتوسا کیانی و آتوسای هخامنشی نخستین کسانی هستند که با خویشاوندان خود ازدواج کرده اند.هوتوسا علاقه مند به  ازدواج با گشتاسب بود.با او ازدواج کرد و چندین فرزند به دنیا آورد.او اولین شخصی بود که به دین زرتشت گروید. زرتشت ادعا کرد که هوتوسا به آیین مزدیسنا گرویده است. سپس هوتوسا از شوهر خود گشتاسب درخواست کرد که دین زرتشت را بپذیرد. از این پس دین زرتشت به طور رسمی پذیرفته شد.. از اینجا هوتوسای افسانه ای به عنوان یک زن سیاسی و با نفوذ و با قدرت معرفی شد.از آن پس به خاطر احترام به وی پارسیان نام او را بر دختران خود می گذاشتند. از میان آن دختران مهمتر از همه آتوسا دختر کورش بود.خواهر و همسر اردشیر دوم و همسر اردشیر سوم زنان دیگری هستند که آتوسا نام داشتند زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند. پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت.زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه ها داده می شد. آشیلوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامه های خود تحت عنوان ایرانیان که اختصاص به جنگ خشایار شاه با یونانیان دارد از آتوسابه عنوان بانوی بانوان یاد می کند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست.و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت.کمبوجیه عاشق خواهر خود آتوسا شد و مغهای زرتشتی را جمع کرد و از آنها خواست که این ازدواج را برای او قانونی کنند.به خوبی می توان حدس زد که آتوسا علی رغم موقعیت اجتماعی و نفوذی که داشته از زیبایی نیز برخوردار بوده است.پس از اینکه کمبوجیه در مصر خودکشی می کند داریوش شاه با آتوسا ازدواج می کند. این ازدواج چند دلیل داشته است. 1- ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه می داد 2- از آنجا که آتوسا با هوش، با فرهنگ ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می آمد.3- از آنجا که آتوسا زنی جاه طلب و قدرت طلب بود از طریق این وصلت می توانست به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. از اینجاست که آتوسا لقب بانوی بانوان می گیرد . هرودوت می گوید آتوسا از قدرت فوق العاده ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود داریوش شاه همواره از نصیحتهای او بهره می جست. او حتی علاقه مند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند.هرودوت از قول آتوسا نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه می گوید" چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی شوی و سرزمینهای دیگر را تسخیر نمی کنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزیهایی نائل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی می کند. " اگر گفته هرودوت اغراق آمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش می باشد. گفته شده است که آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود اگاه بود. و از حضور یونانیان و دیگر ملیتها به دربار بسیار بهره می برد. آتوسا از صلب داریوش شاه دارای 4 فرزند شد. که بزرگترین آنها خشایار شاه بود. اما آتوسا همسر اول داریوش شاه نبود. و داریوش شاه از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشاه بزرگتر بودند.مطابق قانون سلطنت پسر بزرگ شاه پس از او به سلطنت می رسید. اما آتوسا آنقدر بر شوهر خود نفوذ داشت که توانست خشایار شاه را پس از داریوش به سلطنت برساند.در زمان سلطنت خشایار شاه آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت دخالت می کرد.همانطور که قبلا گفتیم آشیلوس در نمایشنامه خود همواره از او به عنوان بانوی بانوان یاد می کرد. می توان گفت که در نمایشنامه آشیلوس پس از خشایار آتوسا بیشترین نقش را بازی می کند. آتوسا جنگ ایران و یونان را به صلاح نمی دانست و از جمله کسانی بود که با این جگ مخالفت کرد. وقتی خبر شکست پسرش را شنید به شدت خشمگین شد. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می دانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بوده است. احتمالا" آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم می باشد.

 


) قتل خشایارشا پسر داریوش بزرگ)
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧  

خشایارشاه از جهت عدم  بهره مندی های متواتر که در اوایل سلطنتش روی داد بکلی فاقد اراده شد و جهانگیری را فراموش کرده در عیش و عشرت فرو رفت . بزرگان پارس از این جهت که در خط کشورگشایی افتاده و در هر سلطنت ممالکی به ایران ضمیمه کرده بودند از سستی خشایارشا ناراضی گشته با نظر حقارت در او نگریستند . در این احوال اردوان رئیس قراولان مخصوص شاه کنگاشی بر ضد او ترتیب داده خواجه ای را میتریدات (مهرداد) در آن داخل کرد . کتزیاس اسم این خواجه را اسپاتامیترس نوشته . اردوان به دستیاری خواجه مذکور شب وارد خوابگاه خشایارشا شده او را در خواب کشت . پس از این واقعه نزد اردشیر پسر سوم خشایارشا است . او برای رسیدن به تخت این کار کرده و خود اردشیر هم در خطر است . سخنان اردوان چنان در مزاج اردشیر نوجوان اثر کرد که اودرحال برای کشیدن انتقام پدر و حفظ جان خود به سرای داریوش رفته به همدستی اردوان و چند نفر از قراولان او را بکشت . پس از قتل داریوش تخت به ویشتاسپ پسر دوم خشایارشا میرسید ولی چون او ایالت باختر داشت ، و غایب بود اردوان اردشیر را به تخت نشانید با این مقصود که چندی با او مماشات کند تا موقع قتلش برسد و خودش تخت را صاحب شود . جهت امیدواری او را به بهره مندی از اینجا باید دانست که در زمان خشایارشا اعتباری زیاد و اهمیتی یافته بود و هفت پسر او مشاغل مهم در دوایر دولتی داشتند ولی اردشیر همین که بر کنگاس او آگهی یافت پیش دستی کرده نابودش کرد (شرح قضیه در جای خود بیابید) اسم این شاه در داستانهای ما فراموش شده و در بعض کتب قرون اسلامی اسم او را نویسندگانی مانند ابوریحان بیرونی وابن عبری و غیره ذکر کرده اند ولی چیزی راجع به او نگفته یا اگر هم گفته اند بسیار مختصر و مندمج است در کتیبه هایی که از این شاه مانده و ذکر آن در جای خوب بیاید اطلاعاتی مندرج نیست جز اینکه این شاه خود را معرفی کرده و گفته فلان بنا را من کرده ام یا فلان ینگ را پدرم داریوش تهیه کرد و چون چیزی بر آن ننوشت اکنون من مینویسم . بنابراین یگانه منبع اطلاعات ما بر احوال این شاه مورخان یونانی اند و از همه مفصل تر  هرودوت به او پرداخته زیرا نام خشایارشا یا جنگهای مهم ایران و یونان ملازم است . پس اگر بخواهیم درباره او چیزی بگوییم ، مبنا را باید تنها مدارک یونانی قرار دهیم . از این نظر ، یعنی اگر این شاه چنان بوده که یونانی او را توصیف کردند ، خشایارشا شخصی است شکیل ، صبیح و خوش محضر . رفتارش نجیبانه است و نظرش بلند . دست باز دارد و دلی جوانمرد ولی با همین احوال عقب نشینی او به آن شتاب پس از جنگ سالامین خبطی است بزرگ که ضعف او را اشکار . نظرش در انتخاب اشخاص صائب نیست و به خطا میرود . رای صحیح را میپسندد ، ولی قوت اراده برای اجرای آن ندارد . مغلوب زنان است و زمام امور را به دست خواجه سرایان و زنان میسپارد . درباره اشخاص مفرط است یا مفرّط . خلاصه آن که از او دوره انحطاط در خانواده هخامنشی شروع شد و زمام امور به دست زنان و خواجه سرایان افتاد ولی شایان ذکر است که با وجود اینکه یونانی ها او را بدترین دشمن خود میدانستند ، باز نتوانستند بزرگ منشی یا چنان که نوشته اند بزرگی روح او را اذعان نکنند . گذشته از هرودوت و مورخین دیگر یونانی ، اسکندر نیز این صفت او را ستوده ، توضیح آنکه در موقع حریق قصور تخت جمشید و ازدحام مقدونی ها و یونانی ها در آنجا ، اسکندر به مجسمه خشایارشا برخورد و چون آنرا افتاده دید ایستاد و گفت : { آیا باید بگذرم و بگذارم تو بر زمین افتاده باشی تا مجازات شوی در ازای اینکه به یونان لشکر کشید ، یا تو را به احترام آن روح بزرگ و صفات خوبی که داشتی بلند کنم } اسکندر این بگفت ، لختی در اندیشه فرو رفت و پس از آن بگذشت. (پلوتارک ، کتاب اسکندر ، بند 51 )

 

به نام خداوند جان و خرد
به کوروش به آرش به جمشید قسم
به نقش و نگار تخت جمشید قسم
که ایران همی قلب و خون من است
گرفته ز جان از وجود من است

سپاه بزرگ من به آرامی وارد شهر بابل شد. نگذاشت رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید... وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد...
من برای صلح کوشیدم. نبونید.مردم درمانده ی بابل را به بردگی کشیده بود. کاری که در خور شان آنان نبود. من برده داری را برانداختم. به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند. و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. .. فرمان دادم همه نیایش گاه هارا به جای خود بازگرداندم. .. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند به سرزمینهای خود برگرداندم.خانه های ویران آنها را آباد کردم... بی گمان در آرزوهای سازندگی همگی مردم بابل پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعه ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم......

" کوروش بزرگ "